تبليغاتX
کسی مثل آرزوهایم

کسی مثل آرزوهایم

126

روزی که برگردم

همه چیز باید طعم توت فرنگی بدهد......

دلم برای خود صورتی ام تنگ شده!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 18:42  توسط پیشی صورتی  | 

125

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:32  توسط پیشی صورتی  | 

124

.( درد تو آنقدر عميق است که ته چشم گير کرده ....

و اگر گريه بکنی يا اشک از پشت چشمت در ميايد يا اصلا اشک در نميايد !...)

بعد دوباره می گفتم تو احمقی چرا زودتر شر خودت را نمی کنی ؟

منتظر چه هستی ... هنوز چه توقعی داری ؟ مگر بغلی شراب توی پستوی

اطاقت نيست ؟... يک جرعه بنوش و دبروکه رفتی !.. احمق ...

تو احمقی ... من با هوا حرف می زدم !..افکاريکه برايم ميامد بهم مربوط نبود .

آنچه که در تاريکی شبها گم شده است ، يک حرکت مافوق بشر مرگ بود .

ب و ف ک و ر

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 19:26  توسط پیشی صورتی 

123

/توت فرنگی عزیز مان......

1387

/همین طور حرف زد و حرف زد و من فکر کردم دیگر هیچ مرگی دلخراش نیست.

7026

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:35  توسط پیشی صورتی  | 

122

/گربه های قشنگ؛گربه های ملوس؛ گربه های ناز؛گربه های صورتی......

1388

/من هم دچار توهم شده ام.همه اینها توهم است این لبخند ها این اعداد.فقط این پروانه

که پوست تنش مثل ماهی می ماند حقیقت دارد.

7023

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 19:10  توسط پیشی صورتی  | 

121

اینجا که می آیم دلتنگ می شوم

از این نوشته های یک خطی مبهم

از این آرشیو نیمه کاره که باید از آذر 86باشد

وبلاگ عزیزم شاید از نو نوشتمت.

یک جور دیگر......

یک جور بهتر.

                               

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 19:15  توسط پیشی صورتی  |