من و خودم!
دغدغه هایم خیلی بزرگ شده اند.خیلی بزرگتر از تو
و خیلی بزرگتر از تمام موشها!
دغدغه هایم بزرگ شده!نمی دانم این خوب است یا بد.
سعی می کنم به آن آینده مبهم و تاریک کمتر از هر زمان
دیگری بیندیشم.
گاهی دنبال مقصر می گردم.گاهی اطرافیانم را متهم می کنم.
همیشه گذشته را مثل زنجیری که به پایم بسته شده؛همه جا به
به همراهم می برم.
به باور های تازه ای رسیده ام.گاهی تفکراتم مرا از دنیای
گربه ای ام به بیرون پرتاب می کند.
گاهی شکار موش ها را از یاد می برم.
تو نیز این روزها سگ تر از همیشه شده ای.
بزرگ می شوم و افکار مغشوشم نظم می گیرد.
همیشه دلیلی برای آزار دادن خود خواهم یافت.
آلبوم عکسهایم را ورق می زنم.با اشتیاق به تک تک
آنها می نگرم.دوستشان دارم.
هویت گمشده ام را در آنها می یابم.
برمی گردم به قبل.به سالها قبل.و حرفهای زیادی
برای گفتن به خودم دارم.
پایان یادداشت شماره65
